ساده است بهره جویی از انسانی ...دوست داشتنش بی احساس عشقی..او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش...ساده است نوازش سگی ولگرد...شاهد آن بودن که چگونه به زیر غلطکی میرود...و گفتن که سگ من نبود.ساده است لغزش های خود را شناختن با دیگران زیستن به حساب ایشان...و گفتن که من اینچنینم...ساده است که چگونه می زی....باری زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم...